بزرگترين جرم در عرف ايل سرخي، قتل نفس است. در اين مورد خانواده مقتول، خود را خوندار به حساب آورده و حق مشروع خود مي داند كه قتل را تلافي كند. حق خونداري به پدر، برادران و پسران مقتول انتقال مي يابد و در صورت فقدان آنها به خويشاوندان درجه دومي او تعلق مي گيرد. در مسأله خونداري طايفه مقتول به حمايت از خوندار برمي خيزد و مجموع طايفه خود را خوندار مي داند. در موارد قتل عضو ايل توسط بيگانه، مجموعه ايل، خود را خوندار مي داند و براي قصاص قاتل وارد ميدان مي شود. تا وقتي كه خونداري به مرحله «خون بس» نرسد اين تلاش و ستيز ادامه مي يابد.
مراسم خون بس به اين شكل است كه با وساطت سادات، رئيس ايل و ريش سفيدان و بزرگان ايل، قرآني به گردن قاتل مي انداختند و او را به خانه خوندار مي بردند. طايفه قاتل در ازاي خون مقتول، دختري را به ازدواج خوندار در مي آورد و گاه مقداري پول و دام نيز به او مي پرداخت و در نتيجه خوندار درجه يك، حق خود را در قصاص مي بخشيد. اگر مراسم خون بس انجام نگيرد، كينه ادامه خواهد يافت. در باره ديرپايي و عمق اين عرف نمونه زير گوياست:
در سالهاي دهه 30 يكي از اعضاي طايفه دهدار سرخي توسط يكي از اهالي كوهمره به قتل مي رسد. در آن زمان رئيس ايل اعمال نفوذ مي كند و قاتل را (چون قتل غير عمد بوده است) به شيراز فراري مي دهد و به نحوي خانواده مقتول را راضي مي كند، اما خون بس انجام نمي شود. سالها مي گذرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي (يعني با گذشت قريب به 30 سال) خانواده خوندار ادعاي «خون» مي كند و قاتل مجبور مي شود بابت خون بس، دختري را به تزويج خانواده مقتول در آورد!
پيمان برائت:
پيمان برائت، نوعي خون بس موقت است. در شرايط جنگي كه مسأله بود و نبود ايل مطرح بوده است، اگر دو خانوار با هم «خوندار» بوده اند، با وساطت سادات و ريش سفيدان و بزرگان، پيماني به نام «پيمان برائت» ميان آنها منعقد مي شده و سپس با خيال راحت در كنار هم عليه دشمن مي جنگيده اند. مراسم به اين صورت بوده است كه طرفين در مجلسي با حضور سادات و ريش سفيدان مي نشسته اند. در اين مجلس قرآن مجيد را باز مي كرده و خنجر جوهري (آبديده) را روي سوره «برائت» (توبه) قرار داده و سپس به قرآن سوگند مي خورده اند كه در طول جنگ به هم خيانت نكنند. اين پيمان در سخت ترين شرايط مراعات مي شده است. در جنگهاي مشترك ملا سرمست و ملا مهدي، عليه انگليسها و رژيم پهلوي، ميان آنها (به دليل سوء تفاهماتي كه در مسأله مرگ ملا شهباز بوده) چنين پيماني منعقد شده و در عمليات مختلف صميمانه همكاري داشته اند.
كِهْلِه حضرت عباس:
«كهله» به معناي سنگ چين است. «كهله حضرت عباس» نوعي پيمان غير مستقيم براي جلوگيري از سرقت است. هرگاه مسافري در كوه يا بيابان گرفتار شود و به دلايلي نتواند مال خود را حمل كند، آن را رها ساخته و اطرافش را سنگ چين مي كند (كهله مي بندد.) چنين سنگ چيني به معناي سپردن مال به حضرت عباس است و در غياب او هيچ كس، حتي دزد، جرأت ندارد بدان دست زند و اموال، سالم باقي مي ماند.
ناموس پرستي:
سرخيها خود را ناموس پرست مي دانند. مسلما تعصب ناموسي در تمامي مردم ايران عميق و ريشه دار است. اما بايد اذعان داشت كه ايل سرخي در اين زمينه تعصب شديدي دارد. سرخيها شديدا نسبت به زن بي حجاب حساسند و بي حجابي زن را بسيار زشت مي دانند. اين روحيه حتي در سالهاي اوج يورش فرهنگ غربي (1342 ـ 1357) وجود داشت. يكي از رسوم ايل سرخي اين بوده است كه در گذشته، در دوران جنگهاي عشايري، هيچگاه به قافله اي كه در آن زن بوده حمله نمي كرده اند و به قول خودشان «اگر قافله اي با صدها قاطر اسلحه و طلا عبور مي كرد و در آن يك زن مسافر بود، چنين قافله اي مورد تعدي سرخي قرار نمي گرفت.»
بزرگ پرستي:
سرخيها خود را «بزرگ پرست» مي خوانند. بزرگ پرستي بدان معناست كه سرخي احترام ريش سفيدان و بزرگان ايل را رعايت كرده و نسبت به مراعات شؤون آنها تعصب دارد. بي احترامي به بزرگان و ريش سفيدان ايل و طايفه خشم ايل را برانگيخته و عكس العمل آنها را در پي دارد. بايد توجه داشت كه بزرگ پرستي يك رسم آگاهانه است و به معناي پيروي كوركورانه نيست.
منبع وبلاگ کوهمره سرخی
ما را در سایت نشریه آوای کوهمره دنبال میکنید
برچسب: سرخی,
نویسنده:
بازدید: 162